تبلیغات
عشق و دوری - قسمت آخر
امروز :            بازدید های امروز :             بازدید های دیروز :             كل مطالب :               كل نظرها :             كل بازدید ها :            ایجاد صفحه : -  ثانیه

 وبلاگ من ...

 3 وبلاگ من

 3 ایمیل من

 

 

وضعیت یا هو

>>  رضا  <<

 

 

بایگانی....

 

 نویسندگان

رضا (434)
x (68)

.....................................

موضــــوعات
عمومی (52)
ادبی (200)
فال فصل (6)
فال درخت (2)
خبر نامه (11)
عکس (166)
طنز (12)
ورزشی (1)
سخن بزرگان (2)
داستان من و تو (7)
دانلود آهنگ (13)
حرف های خودمونی (21)
فلش دوست دارین؟ (1)

.....................................

 آرشیو

آبان 1388 (1)
اردیبهشت 1388 (1)
فروردین 1388 (1)
اسفند 1387 (2)
بهمن 1387 (2)
آذر 1387 (1)
آبان 1387 (1)
شهریور 1387 (1)
مرداد 1387 (3)
فروردین 1387 (1)
اسفند 1386 (1)
بهمن 1386 (1)
دی 1386 (1)
آذر 1386 (2)
آبان 1386 (2)
مهر 1386 (3)
مرداد 1386 (3)
تیر 1386 (2)
خرداد 1386 (1)
اردیبهشت 1386 (1)

.....................................

صفحات

 

 

لینکستان

 

 3 دل نوشته های نسترن

 

 

 

 3 تک و تنها

 

 

 

 3 باران بهاری

 

 

 

 3 میان عشق و تخیل فاصله یک قدم ..

 

 

 

 3 دل نوشته های مهر

 

 

 

 

لینکدونی

 

!!! دنیا دیگه مثل تو نداره !!! !!! دنیا دیگه مثل تو نداره !!! !!! دنیا دیگه مثل تو نداره !!! !!! دنیا دیگه مثل تو نداره !!! !!! دنیا دیگه مثل تو نداره !!!

 

باران عشق (-)
صدای سکوت (-)
دو کبوتر عاشق (-)
یه دوست (-)
دنیا (-)
جوانی (-)
اهورا (-)
عشق آتشین (-)
حرفهای همیشگی (-)
دل سپرده (-)
اسکله جوانی .. (-)
کوچه دلتنگی (-)
عشق و عشق و عشق (-)
سرنوشت (-)
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود (-)
به نام تنها نوازنده ی گیتار عشق (-)
ع ش ق (-)
تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیل دیگه (-)
عاشقان سرزمین غریب تنهایی (-)
فریاد رس بی کس (-)
تمام نا تمام من (-)
همه چیز (-)
درد دل یه آدم (-)
چند میگیری قبل از آتش بس ... (-)
نیلوفر (-)
شهر بارانی ها (-)
یاداشتهای دیوونه و خودتی (-)
شکفتن در مه (-)
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است (-)
شبهای روشن (-)
عشق و زندگی (-)
خانه سپید (-)
نیلوفرانه (-)
یاس سفید (-)
تقدیم به تنها دلیل زنده بودنم (-)
پرواز (-)
عشق آمدنی است نه ... (-)
عشق (-)
عاشق عاشقی (-)
محمدومهدی سلوکی و... (-)
بانوی چاق (-)
با تو اما بی تو (-)
جکستان (-)
گلبرگ خاطرات زندگی (-)
کلبه عاشقی (-)
شعرهای تنهایی من (-)
همیشه تنها (-)
من سردی یه اهم ... (-)
پاییز غم (-)
تنها تویی در آسمان قلبم (-)
من مست می عشقم (-)
غم اگرترکم کند... (-)
منم میشم مثل خودت (-)
باربدوماما باباش (-)
نون پنیر (-)
آینه دل (-)
لوح شیشه ای من (-)
دفتر چه ای که خوانده نشد (-)
همه هستی من (-)
***ساحل ارامش*** (-)
عشق همیشگی (-)
درخلوت عاشقانه ها (-)
دانلود اهنگ و عکس (-)

آرشیو لینكدونی

 

جستجو

  

جستجو در بلاگ

 

نظرسنجی


از کدام قسمت وبلاگ خوشتون میاد؟





 

 

.........................................

 

 

مامی حقوق این وبلاگ و قالب آن برای سازنده محفوظ می باشد.

استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و لینك این وبلاگ مجاز است.

 

  <قسمت آخر  داستان من و تو ,

 

قسمت آخر داستان رو براتون مینویسم

این اولین بار بود که داستان می نوشتم

دوست دارم نظراتون رو راجب داستان بنویسین

میخوام بدونم کجا هاش ضعف داشتم

 

دوباره قلبم داشت مثل قبل می شد

دوباره شروع شده بود مریض شد

دوباره حالش خیلی بد شده بود

باهام حرف نمی زد

اونی که باهاش حرف می زدم حس می کردم ازم خیلی دور شده

نمی دونستم چی کار کنم بی کی بگم

دیکه نمی تونستم بهش چیزی بگم

یه مدتی گذشت

داشتم عادت می کردم به این ماجرا !

قلبم خیلی حالش بد شده بود

با اونی که حرف می زدم دیدم حالش خیلی بده

گفتم چی شده؟؟؟؟

گفت با اونی که آشنا شده بودم نامرده !!!!

گفت بهم نامردی کرده

خیلی براش ناراحت شدم

اما قلبم خوشحال شد

باورم نمی شد اون خوب شده بود خیلی ام خوشحال بود

دیگه نمی خواستم عقب بمونم

دیگه نمی خواستم از دستش بدم

2 ماهی همینطوری گذشت

خیلی بهم وابسته شده بودیم

اگه یه روز باهاش حرف نمی زدم نمی دونستم چی کار کنم

دیگه نمی دونستم چی کار کنم

قلبم خوب شده بود خیلی خوب شده بود همش هم به خاطر اون بود

قلبم بهم میگفت : حرفت رو بهش بگو

اما می ترسیدم رو من یه فکر دیگه کنه

یه چند روزی گذشت

نمیدونم شاید خدا می خواست . بالاخره یه موقعیتی پیش اومد تا من ببینمش

خیلی خوشحال بودم خیلی ......

قلبم بهم گفت : شک نکن قوی باش

فهمیدم کارم درسته .

دیدمش : همونی بود که فکر می کردم

همونی بود که روز و شب داشتم باهاش زندگی می کردم

از قلبم کمک خواستم بهم گفت : بگو

روبروش نشسته بودم

خیلی ترسیده بودم

با خودم گفتم : نکنه بگه نه!!!!!

نکنه چیزی بگه

دل رو زدم به دریا

گفتم بهش : میخوام تمام زندگیم باشه

باورم نمی شد

اون قبول کرد

حالا تازه دارم میفهمم (( اون تمام وجودم بود * تمام قلبم * تمام زندگیم ))

 

 

داستانم تمام شد

خودش میدونه تمامش واقعیت بود

چون خودشم تو تمام لحظات باهام بود

خیلی مدیونشم خودشم میدونه

ممنونم از اینکه تا آخره داستان باهام بودین

 

رضا - یکشنبه 21 خرداد 1385  -10:06 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر